الشيخ علي المشكيني
333
تفسير روان (فارسى)
داديم . يعنى هر دو را پيامبر مرسل كرديم و اصالت در كتاب و شريعت را به موسى داديم كه هارون همانند پيامبران در فواصل اولواالعزمها باشد و امامت امت و ولايت امر ، تنها از آنِ موسى باشد ، زيرا امامت بر جامعه قابل تعدد در يك زمان نيست و چون موسى و هارون در يك زمان بودند طبعاً هارون ياور و وزير موسى در همهء شئون نبوت بود مانند ابلاغ الفاظ تورات و تفسير اجمال آن و اعلام احكام شريعت از جانب خدا ، و اما تبليغ تورات و احكام شرع و امر به معروف و نهى از منكر ، ساير مؤمنين هم وزير موسى بودند . فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرنَاهُمْ تَدْمِيراً يعنى : پس به موسى و هارون گفتيم : برويد به سوى گروهى كه آيات و نشانههاى ما را انكار كرده و دروغ شمردهاند ، پس ما آنها را به طرز خاصى هلاك كرديم . يعنى آنها دعوت ما را رد كردند و انكار نمودند و اصرار بر مخالفت و طغيان و عناد داشتند تا هلاكشان نموديم . مراد از « قوم » فرعونيان و از « آيات » معجزات نُهگانهاى است كه در آيهء 101 اسراء اشاره شده است . و مراد از اهلاك خاص آنها كه از مفعول مطلق « تدميراً » استفاده مىشود غرق مقتدرانهء آنها در رود نيل است كه به نحو اعجاز و تصرف تكوينى در آب روان و تبديل مايع به جامد در مدت محدود ، و باز كردن دوازده جادهء عريض مهياى عبور با خشكى زمين و امكانات ديگرِ مرور ، و گذشتن با اطمينان خاطر قوم موسى يعنى ملتى كه فاقد هرگونه امكانات از لوازم ضرورى زندگى تا تجهيزات جنگى بودند ، و خروج از سوى ديگر ، و ورود انبوه لشكر فرعون با تمام عِدّه و عُدّه به مكر الهى در جادههاى قعر دريا صورت گرفت . و اين تدمير نه سابقهء وقوع دارد و نه لاحقه . آرى تدمير ، شكستن و جدا كردن است به گونهاى كه قابل اصلاح نباشد . و بايد دانست كه اعطاى كتاب به موسى پس از اتمام تبليغات موسى و مخالفت فرعونيان در مدتهاى متمادى و بالاخره پس از هلاكت آنهاست و در اين آيه چون سوق كلام در برابر انكار نبوت پيامبر اسلام و رد كتاب آسمانى اوست